walden-pond



چندی پیش مقاله ای تحت این عنوان در روزنامه وطن امروز منتشر شد که در شبکه های اجتماعی کلی سر و صدا به پا کرد.در این باب بد نیست به فرازی از نوشته های آقای حسین قدیانی نویسنده مطلب انداخته و موضوع را از زاویه ای دیگر هم تماشا نماییم:

الف-نویسنده مقاله عنوان کرده اند که متاسفانه برای مسئولین و دولتمردان ایرانی انتخابات امریکا ارزشی فراتر از آلودگی هوا دارد و به همین دلیل نامبردگان در عوض نگران ریه های مردم شدن نگران نتیجه انتخابات امریکا شده اند.
در پاسخ به این ایده باید گفت که اتفاقا نگرانی دولتمردان ایرانی در باره اینکه چه کسی وارد کاخ سفید خواهد شد از نگرانی برای ریه های مردم نشات می گیرد زیرا بدعهدی کاخ سفید در مراعات تعهدات برجامی , ایران را هم بی خیال برجام نموده و این هر دو موجبات بازگشت دوباره تحریم ها را فراهم خواهد آورد.
در این باب باید یادآور شد که علیرغم حافظه تاریخی ضعبف ایرانی ها , ایشان از یاد نخواهند برد که چگونه "حلقه یاران احمدی نژاد"تحت فشار تحریم ها به تولید بنزین داخلی همت گماشته و به برکت انتشار بنزین با بنزن زیاد , موارد ابتلا به سرطان مردم را به میزان چشمگیری افزایش دادند.
آن هایی که دستی بر آتش آلودگی هوا دارند خوب می دانند که بنزن از آلاینده ترین آلوده کننده های هوا است و اثر آن بر سلامت مردم قابل قیاس با منو اکسید کربن و اکسیدهای ازت و ذرات معلق نیست.روی این حساب عجیب است که کسی نگران ریه های مردم باشد اما از کنار بنزن بنزین بی تفاوت گذشته و به یاد نیاورد که استاندارد شدن بنزن بنزین از کارهای شایسته دولت دکتر حسن روحانی بوده و به ویژه باید به پای سرکار خانم ابتکار نوشته شود.
ب-نویسنده مقاله عنوان نموده اند که این وارونگی سیاست است که وارونگی هوا را بوجود آورده است.
در این رابطه باید گفت که :اولا وارونگی هوا نداریم و وارونگی دما داریم و این غلطی مصطلح بوده که موجب شده وارونگی دما وارونگی هوا نام گیرد.
ثانیا وارونگی دما به شرایطی گفته می شود که در آن بر خلاف حالت طبیعی درجه حرارت هوا با افزایش ارتفاع زیاد می شود.در این حالت است که آلاینده ها به اصطلاح گیر می افتند و قادر به در رفتن نیستند.
در مورد وارونگی دما باید گفت که این پدیده آلودگی هوا نیست و تنها می باید از آن به عنوان تشدید کننده آلودگی هوا نام برد.اینکه می گوییم این پدیده که از شرایط محلی نشات می گیرد ربطی به کنترل آلاینده ها ندارد و نه خانم ابتکار و نه دیگران قادر به کنترل آن نیستند با مشاهدات فصلی کاملا همخوانی دارد زیرا در حالی که در فصول تابستان و زمستان اتومبیل های در حال تردد به میزان قابل ملاحظه زیاد و کم نمی شوند و کارخانجات تولید کننده آلاینده های هوا در تابستان دور و در زمستان نزدیک پایتخت نمی گردند(در واقع فعالیت کارخانجات در تابستان بیشتر هم هست) وارونگی دما بیشتر در زمستان رخ نموده و آلودگی هوا را موجب می گردد.
به عبارت کاملا ساده وارونگی هوا را باید پذیرفت اما با کاهش تولید آلاینده های هوا کاری کرد که میزان آن ها که قادر به پراکندگی نیستند و سلامتی را به مخاطره می اندازند تا آنجا که ممکن است کمتر گردد.
ج-نویسنده مقاله از قول دکتر قالیباف نوشته اند که ایشان در صورت دارا بودن اختیارات و امکانات می توانند به معضل آلودگی هوا فیصله دهند.
متاسفانه سخنانی از این دست آنقدر کلی هستند که هیچ مفهومی را به اذهان نمی رسانند.به بیان دیگر اگر کسی مثل کارلوس کیروش می گوید که اختیار می خواهد عنوان می دارد که منظورش از اختیار این است که هم دستیارانش را خودش انتخاب کند و هم خودش دروازه بان تیم ملی را برگزیند و هنگامی که نامبرده دم از "امکانات می خواهم" میزند اظهار می دارد که فلان قدر حق الزحمه می گیرد و نیاز دارد که زمین تمرین استاندارد و تعداد بازی های تدارکاتی بهمان تعداد را در اختیار ملی پوشان قرار دهد.
به عبارتی دیگر وقتی جناب دکتر قالیباف یا هر کسی دیگری ادعای از بین بردن و یا کاستن آلودگی هوا را دارد هم باید از میزان بودجه مورد نیاز سخن بگوید و هم از اینکه کدامین اختیارات را برای این مهم نیاز دارد حرف بزند.از سوی دیگر مردم می باید بدانند که در این صورت تا چند سال بعد آلودگی هوا وجود داخلی نخواهد داشت.بگذریم از اینکه وقتی از کاهش آلودگی هوا ذکر خیر می کنیم باید واضح و شفاف بگوییم که بعد از عملکردمان وضعیت را از اضطرار به "سالم" می رسانیم یا پس از همه این حرف و حدیث ها شرایط آلودگی هوا را تنها از "اضطرار" به "هشدار" کاهش می دهیم!!!؟