جناب دکتر عسگری به زیبایی و درستی فرموده اند که نه میتوان پلاستیک را از زندگی حذف کرد و نه میتوان به مصرف پلاستیک، در شکل و شمایل فعلی، ادامه داد. پس درست این است که پلاستیک را تا جایی که ممکن است کمتر مصرف کنیم و جانشینان شایسته ای برای آن تهیه و تدارک ببینیم.
اما سوال این است که چطور باید مصرف پلاستیک را کم کنیم؟
من سعی می کنم بنابر تخصص و مطالعات و تجربیاتی که داشته ام به این سوال، در حد وسع خود، پاسخگو باشم.
برای کم کردن مصرف پلاستیک باید گام هایی برداشته شوند؛ نه همزمان که به ترتیب زیر:
۱. شناخت وضع موجود: در ابتدا باید بدانیم که کجای کار هستیم. متاسفانه ما در زمینه آمار، هر آماری، دست پایین را داریم و این است که کار را برایمان بسیار سخت کرده است. شما اسنپ هم که بخواهی باید مبدا و مقصد تعیین کنی و اگر بگویی که می خواهی تجریش بروی اما نمی دانی کجا هستی بعید است ماشین گیرت بیاید!
۲. تولید در عوض مصرف: بسیاری از پلاستیک هایی که وارد خانه و زندگی و محل کار می شوند تا مدت های مدید در آنجا جا خوش می کنند و بیرون هم نمی ایند. اندازه گیری تعداد و وزن و حجم این پلاستیک ها کار ساده ای نیست و لذا شاید بهتر باشد که در عوض سنجش پلاستیک های مصرفی، میزان پلاستیک های تولیدی را اندازه گیری یا برآورد نماییم. پلاستیک های تولیدی در نهایت سر از مخازن زباله، غرفه های بازیافت، معابر و کوچه و خیابان و جوی های آب در می آورند و اگر شهرداری بخواهد می تواند بخوبی مقدار آن ها را، با تقریب بسیار نزدیک واقعیت، تعیین نماید.
۳. انتخاب پایلوت: اگر بخواهیم به یکباره و در سراسر کشور جنبش "نه به پلاستیک" راه بیندازیم راه به جایی نخواهیم برد؛ چنانکه نبرده ایم. سنگ بزرگ برداشتن علامت نزدن است و لذا بهتر است در ابتدای کار سنگ کوچکی را به علامت زدن بلند کنیم. به عبارت دیگر بهتر است کار را از شهری که زیاد هم بزرگ نیست انتخاب کنیم و سعی کنیم تولید پلاستیک در آن را کاهش دهیم.
۴. سنجش انواع و اقسام پلاستیک: خوبی پلاستیک این است که انواع و اقسام مختلف دارد و هر کدام در جای خاصی بیشتر تولید می شود. تعیین میزان زباله های پلاستیکی، وفق نوع، باعث می شود بعضی زباله های پلاستیکی که کمتر تولید می شوند چندان مورد نظر قرار نگیرند و برخی دیگر بیشتر مورد توجه واقع شوند. البته پلاستیک های خطرناک حکایتی دیگر دارند و شاید به جا باشد اولویت حذف یا کاهش، در وهله نخست، گریبانگیر آن ها شود.
۵. عجله بی عجله: تجربه نشان داده که کارهای جهادی، با اصطلاح غلط آن، جواب نمی دهد و فرمایش هایی از قبیل "یک شبه جمعش می کنیم" نتیجه ای بهتر از "نصفش کن!"، که برای کاهش مصرف آب مورد استفاده قرار گرفت، نمی دهد.
در باره کاهش مصرف و تولید پلاستیک اگر بتوانیم در یک دوره ۴ ساله به کاهش ۶۰ درصدی نائل شویم واقعا کار بزرگی کرده ایم. روی این حساب می توان برنامه سال اول را کاهش ۱۰ درصدی قرار داد و در سال های دوم و سوم و چهارم هدف را کاهش های ۱۵،۱۵ و ۲۰ درصدی برگزید.
۶. اقتصاد طرح: روشن است که پلاستیک به دلیل ارزانی متقاضی زیاد دارد؛ اما این هم واضح است که وقتی مصرف چیزی عادت شد فرد چندان به اینکه این عادت، اقتصادی یا غیر اقتصادی است فکر نمی کند. روی این حساب بسیار محتمل است که بسیاری پلاستیک ها مصارف غیر اقتصادی داشته باشند و براحتی قابل حذف یا جانشین سازی باشند. پس خبرگان باید در باره انواع و اقسام پلاستیک ها تحقیق کنند و صادقانه به مردم اطلاع دهند که حذف کدام پلاستیک ها و یا جانشین سازی آن ها می تواند برای مردم منافع اقتصادی همراه داشته باشد.
۷. فرهنگ: گاهی وقت ها جمله ساده "چقدر آدم با فرهنگی هستی" کفایت می کند تا یک فرد انجام یک کار خوب را ادامه دهد. خوب یادم است که زمانی که در شهرک فرهنگیان غرفه خوددریافت گذاشته بودم نقشه شهرک را ترسیم کرده و خانه هایش را به دو رنگ سبز و قرمز نقاشی کردم:
خانه های سبز مال آن هایی بود که از غرفه استفاده می کردند و خانه های قرمز به آن هایی تعلق داشت که تفکیک زباله انجام نمی دادند. یک بار خانمی از من تشکر کرد که منزل آن ها را هم در زمره خانه های سبز آورده ام. لذا؛ اینکه فکر شود فقط پول پاشی است که باعث می شود مردم کار درست بکنند غلط است و گاهی همین که مردم در زمره خوب ها محسوب شوند کافی است تا ایشان را به انجام کار درست سوق دهد.
یک پیامک ساده تشکر از کسی که مصرف پلاستیک را کاهش داده( از طریق پیامک و یا اطلاعیه کاِغذی)، دست کم در پاره ای موارد، کار می کند و یک هدیه نه چندان پر هزینه، احتمالا، بیشتر،کار خواهد کرد!
۸. صدا و سیما: صدا و سیما می تواند نقش پر رنگی در کاهش مصرف پلاستیک داشته باشد. البته در گام اول باید صدا و سیما در جستجوی اعتماد سازی باشد و یک جورهایی مردم را مجاب کند که حد اقل آن هایی که برنامه های مرتبط با پسماند تهیه می کنند انسان های بدی نیستند.
۹. روزنامه و مجله: روزنامه ها و مجلات می توانند به طور مرتب داستان پسماندهای پلاستیکی را تحت پوشش قرار دهند و کاری کنند که تولید پلاستیک برای مردم در حکم یک عمل شرم آور باشد.
۱۰. شهرداری: اگر شما تا کانال های تلویزیونی را نگیری چشمت به برنامه نمی افتد؛ حسن شهرداری این است که هر جا بروی چشمت به یک پیام تبلیغاتی شهرداری می افتد!( می گویند فرق خرید از فروشگاه و مترو این است که در فروشگاه ها اجناس ثابت هستند و خریدار دنبال آن ها می گردد اما در مترو خریداران ثابت هستند و جنس است که دنبال ایشان روان شده است) از این قابلیت می توان برای آگاهی رسانی به مردم استفاده کرد.
۱۱. آموزش: مردی که برای بچه هایش از شجاعت خود تعریف می کرد گفت که وقتی وارد جنگل شده بود ۵ شیر درنده به او حمله کرده بودند.
هنگامی که یکی از بچه ها، در مقام اعتراض، گفت که پارسال که پدر این داستان را گفته فقط پای سه شیر در میان بود؛ پدر با خونسردی جواب داد که آن موقع بچه ها کوچک بودند و نباید وقایع وحشتناک زندگی، آنگونه که بودند، به اطلاع ایشان می رسید!
الان هم باید گفت که ما آنقدر بزرگ شده ایم که خطرات پلاستیک، به اندازه ای که وجود دارد، در اختیار ما قرار گیرد و دوره "سیاه نمایی نکنید" به سر آمده است.
آموزش ها باید هم شامل "چرا باید مصرف پلاستیک را کم کنیم؟" باشد و هم "چطور باید مصرف پلاستیک را کم کنیم؟" را شامل شود و معلوم است که اولی مهمتر از دومی است؛ چرا که کسی که نمی داند یک کار را به کدام دلیل باید انجام دهد چندان رغبتی به درست انجام دادن آن نخواهد داشت.
۱۲. رصد فعالیت ها: صبر کردن اینکه متوجه شویم پس از یک سال به هدف خود چقدر نزدیک شده ایم و یا اصولا نزدیک شده ایم وقت تلف کردن است. باید در هر دوره سه ماهه نسبت به رصد فعالیت ها بپردازیم و هراسی از این نداشته باشیم که برخی آدم ها را کنار بگذاریم، پست ها را جابجا کنیم یا کلا یک برنامه فرهنگی یا اقتصادی جدید را جایگزین فعالیت فرهنگی یا اقتصادی تاریخ مصرف گذشته نماییم.
۱۳. پاداش و تنبیه: هیچ برنامه ای بدون داشتن پاداش و تنبیه راه به جایی نمی برد. بر خلاف انچه گزارشگران ورزشی، بعضی هایشان، می گویند هم شکست از ارزش های تیم ها و افراد کم می کند و هم پیروزی به ارزش و اعتبار آن ها می افزاید. لذا قبل از شروع برنامه باید دست اندرکاران آن متوجه باشند که فقط به صرف زدن کارت ورود و خروج؛ شایسته دریافت حقوق و پاداش و حق ماموریت و اضافه کاری و عیدی و سنوات و ... نخواهند بود و با رصد فعالیت های آن ها ضمن اینکه ممکن است چیزی هم بدهکار شوند، امکان بهره مندی از مزایای آنچنانی هم کاملا وجود خواهد داشت!
۱۴. الگو گیری: اگر کار با پایلوت خوب پیش رفت و ما را به نتایج ارزنده ای رساند می توان با الگو گیری از آن رفته رفته حذف و کاهش پلاستیک در کشور را کلید زد؛ اما اگر به دلیل وجود مشکلات، کار خوب پیش نرفت نباید در عوض رفع مشکلات کار را بزرگ کرد تا بزرگی کار ما را به تلاش و پیشرفت بهتر و بودجه گیری بیشتر بکشاند. سالهاست ثابت شده "راه بینداز؛ جا بینداز" کار نمی کند و آن هایی که کارها را بر اساس "یک لا بود نرسید. دولایش کردیم تا برسد" جلو می برند نه تنها گرهی از مشکلات این مرز و بوم باز نمی کنند بلکه خود گرهی هستند که مردم باید دست به دست هم داده و آن ها را بگشایند.
















